تاريخچه اي مختصر از جنبش دانشجوئي
طي سال هاي نخستين دهه هفتاد به دلايل مختلف كه در اين مقال فرصت ذكر آن نيست موجي از تحول خواهي در جامعه ايراني ظهور و بروز يافت و دانشگاه به عنوان بخشي از اين جامعه با آن همراه شد و در جريان انتخابات رياست جمهوري دور هفتم از كانديداي جريان اصلاح طلب حمايت نمود.در جريان انتخابات مجلس و شوراها و ساير مواقع ضروري نيز حمايت خود را از اين جريان همچنان ادامه داد و در اين راه متحمل هزينه هايي هم شد اما اصلاح طلباني كه با استفاده از اين حمايت ها به قدرت رسيده بودند در مواقع حساس و بحراني چون 18 تير سال 78 و وقايع قبل و بعد از آن حمايت خود را دريغ نمودند كه شهادت اكبر محمدي در مرداد ماه سال جاري يادگار تلخ اين بي مهري هاست اين وقايع و نيز عملكرد ضعيف اصلاح طلبان داخل حاكميت در عمل به وعده هاي خود در برقراري دموكراسي وجامعه مدني و دفاع از حقوق شهروندي جريانات دانشجويي را به اين نتيجه رساند كه جرياني كه در حكومت به نام اصلاح طلبي داعيه حمايت از حقوق شهروندي را دارد كاملا" ناتوان است و ادامه حمايت از اين جريان بي فايده است به همين دليل به طرح شعارهايي چون دوري از قدرت و ديده باني جامعه مدني اصلاحات از پايين وعبور از خاتمي پرداخت در واقع جنبش دانشجويي تصميم گرفت استقلال خود را حفظ كند و به جريانات داخل حاكميت بفهماند كه نياز به قيم ندارد دانشگاه بايد حكومت ساز باشد نه حكومت ساخته اما اين طرز فكر مورد بغض و غضب جبهه دوم خرداد و حزب مشاركت كه عادت كرده بودند همواره از حركت هاي دانشجويي به عنوان سكويي براي رسيدن به قدرت استفاده كنند واقع شد .
تمام وقايع اخير شامل حذف تشكل هاي مستقل دانشجويي اخراج ها و محروميت ها و احكام كميته انضباطي بازنشستگي هاي اجباري اساتيد دگرانديش و امنيتي شدن فضاي دانشگاه همه و همه نتيجه همراهي انتقام جويي هاي اصلاح طلبان محروم شده از چشيدن طعم شيرين قدرت و مهرورزي هاي دولت نهم است و در واقع هزينه اي است كه دانشگاه براي حفظ استقلال خود مي پردازد.
هم اكنون كه جنبش دانشجويي تصميم گرفته استقلال خود را حفظ كند و به هيچ حزب و جناحي درون حاكميت وابسته نباشد و در شرايطي كه باران بلا از همه طرف بر سر فعالين دانشجويي و دانشگاهيان مي بارد بي شك تنها نقطه اتكا جنبش حمايت هاي بدنه دانشجويي يعني تك تك ما دانشجويان است . جنبش دانشجويي تا كنون فراز و نشيب هاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است و هم اكنون نيز دوران سختي را سپري مي كند.خواسته يا نا خواسته دوران دانشجويي ما دانشجويان حال حاضر دانشگاه نيز در اين مرحله قرار گرفته است بي شك اين دوران نيز سپري خواهد شد ولي آنچه مهم است اينست كه آيا ما به وظيفه خويش در قبال جنبش به درستي عمل مي كنيم يا نه؟ جنبش دانشجويي تاريخي دارد از نسل هاي دانشجويي گذشته كه بدان هويت مي دهد وما اين هويت را از آنان به امانت گرفته ايم و در انتقال آن به نسل هاي آينده دانشجويي مسوليم باشد كه به درستي عمل كنيم.
تمام وقايع اخير شامل حذف تشكل هاي مستقل دانشجويي اخراج ها و محروميت ها و احكام كميته انضباطي بازنشستگي هاي اجباري اساتيد دگرانديش و امنيتي شدن فضاي دانشگاه همه و همه نتيجه همراهي انتقام جويي هاي اصلاح طلبان محروم شده از چشيدن طعم شيرين قدرت و مهرورزي هاي دولت نهم است و در واقع هزينه اي است كه دانشگاه براي حفظ استقلال خود مي پردازد.
هم اكنون كه جنبش دانشجويي تصميم گرفته استقلال خود را حفظ كند و به هيچ حزب و جناحي درون حاكميت وابسته نباشد و در شرايطي كه باران بلا از همه طرف بر سر فعالين دانشجويي و دانشگاهيان مي بارد بي شك تنها نقطه اتكا جنبش حمايت هاي بدنه دانشجويي يعني تك تك ما دانشجويان است . جنبش دانشجويي تا كنون فراز و نشيب هاي گوناگوني را پشت سر گذاشته است و هم اكنون نيز دوران سختي را سپري مي كند.خواسته يا نا خواسته دوران دانشجويي ما دانشجويان حال حاضر دانشگاه نيز در اين مرحله قرار گرفته است بي شك اين دوران نيز سپري خواهد شد ولي آنچه مهم است اينست كه آيا ما به وظيفه خويش در قبال جنبش به درستي عمل مي كنيم يا نه؟ جنبش دانشجويي تاريخي دارد از نسل هاي دانشجويي گذشته كه بدان هويت مي دهد وما اين هويت را از آنان به امانت گرفته ايم و در انتقال آن به نسل هاي آينده دانشجويي مسوليم باشد كه به درستي عمل كنيم.